تاريخ : سه شنبه 25 / 4 / 1392 | 7:34 PM | نویسنده : (◕‿◕✿) آبجی خانوم

نی نی ی شکموی ما 

سلام

به خونه ی خاطرات ستایش کوچولوخوش اومدید

اگ نی نی ی شکموی مارو دوست دارید

کد687رو ب شماره ی 20008080200

ارسال کنید

میتونید ب سه تا نی نی رای بدید

ب شرطی ک کد های نی نی هارو با فاصله نه خط تیره و غیره

بنویسید

باهرشماره هم فقط یک بار میشه رای داد

 

 ب این نی نی هم رای بدید:

محمد رضا

niniweblog.com

niniweblog.com

 





[موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 8 / 10 / 1392 | 11:43 AM | نویسنده : (◕‿◕✿) آبجی خانوم

 

 

 

امروز با یه عالمه عکس جدید و قدیمی اومدیم

 

عاخه بالاخره گوشی رو خالی کردیم!

 

!!!. یلدا مبارک .!!!

 

ستایش خوشکله

خانوم کوچولو توراه مولودی

خانوم کوچولو

تولد 3 سالگیه ستایش گوچولو

ستایش کوچولو

خانوم کوچولو-عید خونه ی خاله ریزه

ستایش خانوم

خانوم کوچولو تو کوله پشتیه ابجی بزرگه- اوایل مهر92

ستایش شیطون

یک شب سرد پاییزی- خانوم کوچولو و ماامانش تو پارک سر خیابون

یلدا مبارک

سفره ی یلدای امسال ما

 


یلدای 92

 

کوچولو دوباره مامان برد موهای خوشکلتو کوتاه کرد

 

کچل شدیی!!!!





[موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 8 / 10 / 1392 | 11:14 AM | نویسنده : (◕‿◕✿) آبجی خانوم

 

بعد مدت ها برگشتمممم . . .

 

با چن تا فایل صوتی از ستایش

 

اینجا رو کلیک کنید

واینجا رو

 

دوستان ستایش بین خوندن شعرا مکث هم داشته. زود قط نکنید

 





[موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 23 / 5 / 1392 | 2:58 PM | نویسنده : (◕‿◕✿) آبجی خانوم

سلام تازه از مسافرت برگشتیم

پنجشنبه راه افتادیم ی روز توراه بودیم تا شب رسیدیم سرعین

روز بعد رفتیم بازار وآبگرم و ایناپ

شنبه رفتیم آستارا رفتیم خرید و بازار و اینا

یک شنبه رفتیم جنگل گیسوم و بعد رفتیم انزلی شب رسیدیم

روزبعد توی انزلی خانوادگی رفتیم گردش توی تالاب و ایناو صبش هم رفتیم دریا شنا

و س شنبه هم راه افتادیم طرف شهر خودمون البته صب هم ستایو با تیوپی ک شب قبل خریده بود بردم دریاو بعدشم رفتیم ی سر رودبار و ی سر منجیل و ناهارهم خوردیم زیتون و لواشک هم خریدیم و راه افتادیم

 

سفر خوبی بود خوش گذشت

 

جزئیاتش هم بماند. . .

 





[موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 2 / 5 / 1392 | 2:00 PM | نویسنده : (◕‿◕✿) آبجی خانوم
 

 

 

 





[موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 2 / 5 / 1392 | 2:00 PM | نویسنده : (◕‿◕✿) آبجی خانوم
center">از بیـابان بـوی گــندم مانده است

عـشــق روی دسـت مردم مانده است


آســمان بازیچــه ی طـــوفان ماست

ابر نعـش آه سـرگردان ماست

باز هم یک روز طـوفان میــشود

هــر چـه میــخواهد خـــدا آن میــشود


میــروم افـــتان و خیـــزان تا غـــدیر

باده ها میـــنوشم از جـوشن کبیـــر


آب زمزم در دل صـــحرا خوش است

باده نوشـی از کف مـــولا خــوش است

فـاش می گویم که مـــولایم علـــی*ع*ست

آفــتاب صبـح فــردایم علــی*ع*ست


هر که در عـشــق علــی*ع* گـم میــشود

مــثل گل محـبوب مـردم میــشود


تا علــی*ع* گفــتم زبان آتــش گــرفت

پیـش چشــمم آســمان آتـش گــرفت

آســمان رقصیــد و بارانـی شــدیم

مـــوج زد دریـا و طــوفانی شـدیم


بـغــض چــنـدین ساله ی ما باز شد

یا علــی*ع* گفـتیــم و عـشــق آغــاز شـد


یا علــی*ع* گفتیــم و دریا خــنده کرد

عـشــق ما را باز هم شرمـنده کرد


یا علــی*ع* گفتیـم و گلــها وا شدند

عـشــق آمد قطــره ها دریا شدند

یا علــی*ع*گفتیـم و طــوفانی شدیم

مسـت از آن دسـتی که میــدانی شدیم


یا علــی*ع* گفــتیم و طـوفان جـان گـرفت

کوفـه در تـزویر خود پایان گـرفت


کوفـه یعنی دستــهای ناتـنی

کوفـه یعنـی مــردهای منـحنـی


کوفـه یعـــنی مرد آری مرد نیـست

یا اگر هم هســت صاحب درد نیــست


عــده ای رنـدان بازاری شـدند

عــده ای رســوایی جاری شـدند


آن همـه دسـتی که در شـب طی شدند

ابـن ملــجم های پی در پی شــدند


از ســکوت و گـریه سـرشـارم عـــلی*ع*

تا همیـــشه دوســتت دارم عـــلی*ع*


*دکــتر محـمود اکـرامی فـر

 





[موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 2 / 5 / 1392 | 2:00 PM | نویسنده : (◕‿◕✿) آبجی خانوم
 

 

شعر از حکیم ابوالقاسم فردوسی:


ايا شاه محمود كشور گشاي
ز كس گر نترسي بترس از خداي

كه پيش تو شاهان فراوان بدند
همه تاجداران كيهان بدند

فزون از تو بودند يك‌سر به جاه
به گنج و كلاه و به تخت و سپاه

نكردند جز خوبي و راستي
نگشتند گرد كم و كاستي

همه داد كردند بر زير دست
نبودند جز پاك يزدان پرست

نجستند از دهر جز نام نيك
وزان نام جستن سرانجام نيك

هرآن شد كه دربند دينار بود
به نزديك اهل خرد خوار بود

گر ايدون كه شاهي به گيتي ترا است
نگويي كه اين خيره گفتن چرا است

نديدي تو اين خاطر تيز من
نيانديشي از تيغ خونريز من

كه بد دين و بد كيش خواني مرا
منم شير نر ميش خواني مرا

مرا غمز كردند كان بد سخن
به مهر نبي و علي شد كهن

هر آن كس كه در دلش كين علي است
از او خوارتر در جهان گو كه نيست

منم بنده‌ي هر دو تا رستخيز
اگر شه كند پيكرم ريز ريز

من از مهر اين هر دو شه نگذرم
اگر تيغ شه بگذرد بر سرم

نباشد جز از بي‌پدر دشمنش
كه يزدان بسوزد به آتش تنش

منم بنده‌ي اهل بيت نبي
ستاينده‌ي خاك پاي وصي

مرا سهم دادي كه در پاي پيل
تنت را بسايم چو درياي نيل

نترسم كه دارم ز روشندلي
به دل مهر جان نبي و علي

چه گفت آن خداوند تنزيل و وحي
خداوند
امر و خداوند نهي

كه من شهر علمم عليم در است
درست اين سخن گفت پيغمبر است

گواهي دهم كاين سخن راز او است
تو گويي دو گوشم كه آواز او است

چو باشد ترا عقل و تدبير و راي
به نزد نبي و علي گير جاي

گرت زين بد آيد گناه من است
چنين است اين رسم و راه من است

به اين زاده‌ام هم به اين بگذرم
چنان دان كه خاك پي حيدرم

ابا ديگران مر مرا كار نيست
بر اين در مرا جاي گفتار نيست

اگر شاه محمود از اين بگذرد
مر او را به يك جو نسنجد خرد

چو بر تخت شاهي نشاند خداي
نبي و علي را به ديگر سراي

گر از مهرشان من حكايت كنم
چو محمود را صد حمايت كنم

جهان تا بود شهرياران بود
پيامم بر تاجداران بود

كه فردوسي توسي پاك جفت
نه اين نامه بر نام محمود گفت

به نام نبي و علي گفته‌ام
گهرهاي معني بسي سفته‌ ام





[موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 25 / 4 / 1392 | 1:28 PM | نویسنده : (◕‿◕✿) آبجی خانوم

از وب محمدرضا گرفتم عکسو

http://rezakocholo.niniweblog.com/

 





[موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 25 / 4 / 1392 | 11:04 AM | نویسنده : (◕‿◕✿) آبجی خانوم

 

پیش به سوی غذا . . .

 

 

 

پیش به سوی غذا

 

چیه؟ چرا نگاه میکنی؟؟؟؟

 

چیه؟

 

باتمام وجودش درگیره... بمب  هسته ای که نمیسازی مادر!!!

 

باتمام وجودش درگیره

 

ماکه بچه بودیم پرتمون میکردن تو کوچه وحیاط باخاک و گل سروکله بزنیم

من تو این سن که بودم جای سیب گاز زدن باخاک باغچه چیز میز درس میکردم

میبینید چ قد ب بچه ها میرسن؟؟؟؟

والا!!!!!

 

سیب میخورو؟؟؟

 

الهی من قوربون نون خوردنت

همیشه عاشق نون بوده و هست. نون که میبینه اصن مارودیگه نمیبینه

انگارتویه دنیای دیگس

جان من از این بچه درآینده ی چیزایی در میاد

 

جون دلم

 

جدی جدی شوهر آینده ی من اینه؟؟؟

 

شوهر آینده ی من اینه؟؟؟

 

یه بار دیگه بامن از این شوخیابکنی پوستتو میکنم

 

دیگه بامن از این شوخیانکن

 

الان ک دارم آپ میکنم نشسته کنارم میگه "دودونو بِدَنَم؟؟؟"

یعنی کدومو بزنم؟؟؟

اون خط بالارم خودش تایپ کرده دونه دونه بهش گفتم دودونو بدنه اونم ددهپ

کچلم کرده به طرز وحشتناکی

 

 

 





[موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 24 / 4 / 1392 | 8:07 PM | نویسنده : (◕‿◕✿) آبجی خانوم

 

سلام. خیلی وقت بود اینجا نیومده بودیم ولی باز دوباره برگشتیم

 

فندق من

 

موش کوچولو

 

 





[موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 26 / 10 / 1391 | 7:14 PM | نویسنده : (◕‿◕✿) آبجی خانوم

 

مـــــنـ بازنمیتونمـ عکس بزارمـ.

کــــــــــــــــمـــــــــــــــــــکـ





[موضوع : ]
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد